تخريب

تخریب

تخریب

یک توافق کلی بزرگ در مورد آنچه که ” تخریب ساختمان ” تشکیل می دهد وجود دارد: از بین بردن کامل تمام قسمت های یک ساختمان در یک مکان و زمان خاص – به طور معمول این پایان عمر ساختمان است. بر خلاف مراحل اولیه طراحی و ساخت (که قسمت اعظم قفسه های کتابخانه های معماری را پر می کند) ، مرحله پایان عمر ساختمان تاکنون مورد توجه علمی کمی قرار گرفته است ، اگرچه اهمیت کمی و کیفی آن قابل توجه است.

با این حال ، تخریب جزئی در حقیقت در طول عمر ساختمانها آغاز می شود زیرا تعمیر و نگهداری و سازگاری شامل تعویض قطعات ساختمان است و در نتیجه گردش قابل توجهی از زباله ها حاصل می شود. با طول عمر بسیار طولانی ، این نشان داده شده است که فراتر از جریان زباله در اثر تخریب ساده است. از منظر جلوگیری از زباله ، جریانهای پایین دست سهام ساختمان (یعنی “زباله ساختمانی”) موضوعی با اهمیت فزاینده در ساخت و ساز و مدیریت املاک خواهد بود.

در نظر گرفتن عوامل مؤثر بر بقای ساختمانها (و از این طریق میزان تخریب را کاهش می دهد) اغلب مستلزم ساختار و شکل ، محل و احتمالاً کارکرد یک ساختمان است. استفاده ، نوسازی ، تحول ، بزرگنمایی و غیره از ساختمانها و موجودی ساختمانها معمولاً در گفتمان و تحقیقات ما مورد غفلت قرار گرفته است. این حذف به ویژه مشکل ساز است. مقادیر زیاد سرمایه های طبیعی ، اجتماعی و مالی جاسازی شده در محیط ساخته شده بدان معنی است که مباحث مرتبط با بقا و تخریب ساختمان در درک هرچه بیشتر از پایداری و مدیریت طولانی مدت یک منبع قابل توجه است.

جالب اینجاست که ترکیب بسیاری از شهرهای تاریخی اروپای مرکزی که ساختمانهای آنها به اصالت و حفاظت از آنها بنظر می رسد فریبنده است. فقط بخش کوچکی وجود دارد که احتمالاً اصلی است و اکثر ساختمانها قبلاً چندین بار “تخریب شده” (یعنی بازسازی ، نوسازی و یا جایگزین شده شده اند) چندین بار. این بررسی کوتاه اصطلاح “تخریب” نشان می دهد که تعریف به همان اندازه تصوری که فکر می شود نیست.

دلایل ، اهداف ، زمینه و روشهای تخریب بسیار متفاوت است و اظهارات عمومی درباره “تخریب” بسیار مظنون است. اهداف این موضوع ویژه این است که بدانیم چرا مسئله “تخریب” اهمیت فزاینده ای یافته است ، “تخریب” را به مفاهیم مجاور متصل می کنیم ، در نظر بگیریم که چگونه می توان انواع مختلف تعریف را تجزیه و تحلیل و طبقه بندی کرد ، و پیشنهاد کرد که تحقیقات آینده لازمه. کتابشناسی مختصری از مقالات تحقیقات و اطلاعات ساختمان در مورد ساخت و ساز ، تخریب و تخریب نیز ارائه شده است.

میزان ، دلایل ، اهداف و شرایط زمینه ای برای از بین رفتن ساختمانها هنگامی به وجود آمد که توجه شروع به جابجایی از دیدگاه ساخت و ساز شد که منحصراً بر تولید ساختمان های جدید متمرکز شده بود تا به صورت سهامدارتر (هاسلر و کوهلر ، ۲۰۰۲). در بیشتر کشورهای توسعه یافته ، مقدار کمی از ساخت و سازهای جدید نسبت به سهام موجود (که به طور معمول زیر متوسط ​​سالانه ۱٪ از سهام است) همراه با نیاز به یک رویکرد پایدارتر برای مدیریت موجودی ساختمان موجود ، نیاز به یک تغییر پارادایم (Thomsen and van der Flier، ۲۰۰۹).

در مقابل ، اکثر کشورهای در حال توسعه برای انبوه جمعیت در حال گسترش و تغییر ، در حال گسترش گسترده ای از سهام ساختمان خود هستند که اغلب با تخریب مناطق سنتی زندگی و آسیب های زیست محیطی در مقیاس بزرگ همراه است.

از دیدگاه سهام ساختمان ، تخریب هم به عنوان از بین رفتن ماده (خطر) و هم امکان ایجاد چیز جدید (فرصت) ، لحظه ای از “نابودی خلاق” دیده می شود. علاوه بر این ، اکثر جوامع توسعه یافته تمایل به تثبیت (یا حتی پیری) جمعیت خود دارند و سهام ساختمان آنها تمایل به پایداری دارد. به رسمیت شناخته شده افزایش مدیریت سهام است زیرا این مربوط به درآمد بازنشستگی و مشکلات بازنشستگی است.

جهانی سازی مداوم با یک پارادوکس از افزایش گسترده ساختمان های جدید (به عنوان مثال در چین و سایر اقتصادهای سریع در حال رشد) و در همان زمان ، یک پدیده در حال کاهش (گاهی اوقات در همان کشور) مشخص می شود. مورد دوم با تحولات صنعتی و زوال اقتصادی ، بیش از حد تولید یا تغییر جمعیتی املاک (املاک و مستغلات) مرتبط است. میزان تخریب بارزترین جنبه این روند عمیق اجتماعی است.

چشم انداز چرخه عمر ساختمانها چشم انداز مهم دیگری است. در ابتدا پایان چرخه زندگی عمدتا به عنوان یک زباله (دفن زباله) و شاید یک مشکل بازیافت (دوچرخه سواری پایین) دیده می شد. اما “زباله” به طور فزاینده به عنوان شکل دیگری از منابع در نظر گرفته می شود. چشم انداز “گهواره به گهواره” به معنای پایان چرخه زندگی فقط آغاز یک چرخه جدید زندگی است. پیامد بخش ساخت و ساز و ساختارشکن این است که هر دو بخشی از یک چرخه صنعتی هستند که یک حلقه بسته است. براساس یک رویکرد اکولوژیک صنعتی بزرگتر ، چشم انداز جدیدی در حال ظهور است.

حفاظت از منابع و بوم شناسی صنعتی به موضوعات تحقیقاتی تبدیل شده است ، مهندسی معکوس ، طراحی احیا کننده ، مفاهیم شناخته شده از سایر صنایع ، در بخش ساختمان شروع به بحث و گفتگو می کنند. یکی از مظاهر درک ساختمانها به عنوان منابع آینده است و به عنوان “معدن شهری” شناخته می شود.

همچنین ، پیامدهای فرهنگی و اجتماعی تداوم و ناپیوستگی در حال افزایش است. تخریب نمی تواند به عنوان یک مسئله کاملاً فنی یا زیست محیطی در نظر گرفته شود ، بلکه در بستر وسیع تر از بازسازی شهر یا به طور مثبت کمتر ، پدیده های انقباض شهر واقع شده است. اما پدیده های اجتماعی و فرهنگی موجود در مورد تخریب می تواند در درون خشونت جاسازی شود و به معنای ریشه کن کردن گسترده ساختمانها و مجموعه های مهم فرهنگی به عنوان تخریب بناها باشد (شورای بین المللی بناها و اماکن (ICOMOS) ، ۲۰۰۷) ، به عنوان “معماری در جنگ”. (Bevan، ۲۰۰۶؛ Vanderbilt، ۲۰۰۳).

علاوه بر این ، در کلانشهرهای بزرگ جهان ، روندهای تحولات اجتماعی و یا سیاسی اغلب با تخریب گسترده همراه است. همانطور که والاس و والاس در این شماره توصیف می کنند ، تخریب های ناشی از آتش سوزی (و همچنین جلوگیری از آتش سوزی – با جایگزین کردن محفظه های قابل احتراق چوبی) به نوبه خود اغلب به عنوان سلاح به عنوان سلاح مورد استفاده قرار می گیرند.

حق “برای شهر” برای همیشه مجاز نیست و برای مشاجره باز است. این نتیجه از یک فرایند تمایز اجتماعی است ، که اشکال مختلفی از تحول پاریس توسط بارون هاسسمان به تحول نیویورک توسط رابرت موسی و تغییر و تخریب مرکز تاریخی پکن را در بر می گیرد (هاروی ، ۲۰۰۸). از این منظر ، تخریب و تخریب به عنوان یک “فرآیند طبیعی” به عنوان چیزی خلاق در نظر گرفته می شود.

هوسسمان ، هنگام ورود به آکادمی فرانسه ، خود را “هنرمند دیسمولیس” (یک هنرمند ناوشکن) نامید (هاسسمان ، ۱۸۹۰ ، ص X). مفهوم تخریب خلاق عموماً با اقتصاددان شومپیتر (۱۹۴۹/۱۹۵۱) همراه است ، اما به مارکس بازمیگردد (۱۸۵۷/۱۹۷۳ ، صفحه ۷۵۰) که این مورد را Schöpferische Zerstörung توصیف کرد. چگونگی عمل تخریب ، اعمال قدرت و کنترل سیاستمداران و برنامه ریزان و فرایندهای شهری آن است که توسط جین جاکوبز (۱۹۶۱) در کتاب تأثیرگذار خود با موضوع برنامه ریزی شهری توصیف شده است.

شماره حاضر فقط می تواند بخش بسیار کمی از یک زمینه تحقیقاتی جدید جدید را پوشش دهد. به عنوان اولین تمایز ، از سه مفهوم برای طبقه بندی مشارکت ها استفاده می شود: ساختارشکنی ، تخریب و تخریب.

ساختارشکنی

برای اطلاع از قیمت تخریب و هزینه تخریب ساختمان و گود برداری ونیلینگ و استفاده از مشاوره حضوری رایگان

با شماره های زیر تماس بگیرید.

۰۹۱۲۱۳۴۷۶۲۷

۰۹۹۰۵۲۹۳۹۳۵

مراحل تخریب

ساختارشکنی به طور کلی یک ایده مثبت است. این یک رشته طراحی شده کاملاً تعریف شده از مهندسی در ساخت و ساز ، طراحی سازه ، مدیریت ساخت و ساز و بوم شناسی صنعتی است. به طور کلی مخالف تخریب به عنوان یک فرآیند تمایز نیافته برای جدا کردن و فشرده سازی ساختمان و دفع زباله به عنوان دفن زباله است. ساختارشکنی دو مرحله دارد:

•برنامه ریزی دقیق و فرایند تجزیه بسیار کنترل شده تولید مجموعه ای متفاوت از اجزا و مواد

•استفاده مستمر از اجزای و مصالح ساختاری شده در ساختمانهای دیگر یا سایر کارکردها در بالاترین سطح ممکن ، برای جلوگیری از دوچرخه سواری ، تبدیل انرژی و رسوب به زباله ها تا حد امکان

مرحله اول نسبتاً شناخته شده است: تعدادی مطالعه موردی وجود دارد ، تکنیک های برنامه ریزی خاصی تدوین شده است ، بنگاه ها ظرفیت فنی قابل توجهی جمع کرده اند و استاندارد سازی در حال شروع است. مرحله دوم بسیار کمتر شناخته شده است. سهم Hiete ، Stengel و Schultmann در این شماره مربوط به مرحله دوم با درک پویایی سیستم ساختارشکنی از نظر عرضه و تقاضا در سطح منطقه ای است.

استفاده مجدد یا بازیافت به طور معمول در همان مکان تخریب اتفاق نمی افتد. مدل بهینه سازی ارائه شده در سطح منطقه ای کار می کند و امکان بهینه سازی جریان های پایین دست و استفاده مجدد را تحت محدودیت های خاص نهادی و اقتصادی (حمل و نقل) فراهم می کند.

پتانسیل عظیمی برای مناطق تحقیقاتی آینده وجود دارد. برای تهیه شواهد ، دانش و اعتماد به نفس لازم جهت بهبود سیاست های عمومی ، تفکر استراتژیک و اجرای / شیوه های واقعی باید تعدادی سؤال دیگر در دستور کار قرار گیرد:

•چگونه می توان مفاهیم زیست محیطی صنعتی را به نیازهای خاص ساخت (de-) ساخت و ساز سوق داد؟

•از دانش مهندسی گرفته تا مهندسی مهندسی معکوس یا مهندسی معکوس برای انطباق آنها از ساخت و ساز و ساختارشکنی چه می توان آموخت و استفاده کرد؟

•چه سیاستها و فرآیندهایی برای انتقال از مطالعات موردی و پروژه های آزمایشی به ساختارشکنی در مقیاس صنعتی مورد نیاز است؟

•آیا متخصصان «کارگران ساختارشکنی» لازم هستند؟ چه تخصص لازم است و چه مهارتهای خاصی مورد نیاز است؟

•آیا برای کار ساخت و ساز نیاز به صدور گواهینامه واجد شرایط است و چگونه باید چنین فرایندی را عملی کرد؟

•چگونه می توان خطرات مرتبط با ساختارشکنی و استفاده از مواد حاصل را مدیریت کرد؟

•چگونه می توان سیاست های عمومی (مالی و قانونی) را برای حمایت از شیوه های ساختارشکنی و بازیافت به عنوان یک امر “عمومی” طراحی کرد ، بدون اینکه تأثیر منفی بر ضرر سهام ساختمان بگذارد؟

•چگونه باید مراحل صدور گواهینامه برای مؤلفه ها و خطرات مرتبط با استفاده مجدد ایجاد شود؟

 

تخریب ساختمان

 

 

تخریب می تواند به عنوان یک روند طبیعی برای بازگرداندن سهام ساختمان در دوره های طولانی تر در نظر گرفته شود. همانطور که گفته شد ، تخریب جزئی با کار تعمیر و نگهداری و نوسازی آغاز می شود. در تئوری ، این می تواند ادامه یابد تا اینکه کل ساختمان (یک یا چند بار) به صورت جزئی تعویض شود. دولت (یا “رژیم” شامل مجموعه ای پیچیده از قوانین قانونی ، مالی ، تجاری و عملیاتی ، رانندگان و موانع) مهمترین تأثیر در تخریب است.

تا یک قرن پیش ، روند نوسازی و تحول در مقیاس کوچک “ارگانیک” روشی عادی بود که ساختمانها و شهرها دوباره توسعه یافتند. معرفی ساخت و سازهای انبوه و تصرفات در مقیاس بزرگ همچنین چرخه های توسعه توقف و در مقیاس بزرگ را به همراه آورد. در نتیجه ، امروزه شرایط برای فرآیند های توسعه و نوسازی بسیار وابسته به شرایط و اختیارات بازار منطقه ای است. شرایط بازار میزان تحول را تعیین می کند.

تقاضای پایین و یا در حال کاهش بازار به طور کلی منجر به سرعت آهسته تحول می شود که ممکن است منجر به کمبود شود. یک تقاضای زیاد و یا بالا رونده معمولاً توسعه و تحول را ایجاد می کند ، که ممکن است (در ترکیب با شرایط تغییر) به طور بالقوه منجر به سرعت بیش از حد و حتی فراتر رفتن سیستم و فروپاشی بازار شود. در هر دو مورد نتیجه از دست دادن منابع ، ارزش به اشکال مختلف است. تصرف نیز عاملی برای نوع و مقیاس تصمیمات توسعه است.

تخریب خانه های با تراس تحت مالکیت به ندرت اتفاق می افتد (اگرچه نگهداری و کیفیت مسکن معمولاً پایین تر از استانداردهای قابل قبول است) اما تخریب در بخش اجاره ای اجتماعی رخ می دهد.

از نظر عملکرد فیزیکی و عملکردی ، معیارهای اطلاع رسانی در مورد تخریب شامل تعریف گسترده ای از اشکال مختلف ضرر و زیان ساختمان ها است. مفهوم “منسوخ شدن” (از لاتین obsolesco به معنای “از دست دادن اعتبار و ارزش”) می تواند پایه و اساس درک تخریب را تشکیل دهد. تامسن و وان دریل در این شماره الگوی مفهومی برای ساختمانها را براساس درک منسوخ پیشنهاد می کنند:

منسوخ شدن یک تهدید جدی برای ساخت و سازها به حساب می آورد زیرا بندرت ویژگیهای غیرقابل تحمل ، ماندگاری و (منابع مالی و طبیعی) سرمایه دارایی و همچنین اهمیت اجتماعی و فرهنگی آن را به خود اختصاص می دهد. به همین دلیل برای حفظ سرمایه گذاری های جسمی ، اقتصادی و اجتماعی به حداقل رساندن منسوخ شدن و افزایش طول عمر ضروری است.

آنها یک مدل مفهومی را برای انواع مختلف منسوخ پیشنهاد می کنند که عوامل جسمی و رفتاری را متمایز می کند. این مطمئناً اولین قدم جالب در جهت رویکرد مبتنی بر شواهد منسوخ است.

با این حال ، تخریب نه تنها یک پدیده “طبیعی” است. نقش سیاست های عمومی و تأثیر آنها بر روی شیوه ها بسیار چشمگیر است ، اگرچه به خوبی درک نشده است. این سیاست ها – چه صریح و چه ناخواسته – ممکن است تخریب را تشدید کرده و بنابراین بررسی و تحقیقات دقیق تر را تضمین می کنند.

این سیاست ها اشکال مختلفی به خود می گیرند و اغلب برای ایجاد رژیمی که می تواند تخریب بیش از گزینه های دیگر باشد ، با یکدیگر هماهنگ هستند. این سیاست ها شامل ابزارهای مالیاتی و مالی است که به جای بهسازی و نگهداری ، برنامه ریزی مشوق ها ، ارزش املاک و فرآیندهای ارزیابی ، هزینه های فرصت و مقررات که مانع ارتقاء ساختمان های موجود می شود ، از ساخت و سازهای جدید حمایت می کنند. مالیات اضافه شده (مالیات بر ارزش افزوده) برای ساخت ساختمان جدید صفر است ، اما هزینه مالیات نوسازی و نگهداری ۲۰٪ است.

تأثیر تغییر نرخ مالیات در نوسازی و نگهداری برابر است با مالیات بر ساختمان جدید ، باعث می شود تخریب کمتر از دوام بیاید. مثال دیگر سیاست زمین در هلند است که به طور کامل تضمین می کند که شهرداری ها هزینه های نوسازی زیرساخت ها (خیابان ها ، فاضلاب ها ، فضای سبز و غیره) را در مورد ساخت و سازهای جدید اما در مواردی که نوسازی نشده باشد ، موجب مساعد شدن شهرداری ها می شود.

جایگزینی پس از تخریب به جای نوسازی. یکی دیگر از تأثیرات انتقام جویی از سیاست های عمومی ، استفاده از قوانین و مقررات فعلی ساختمان برای ساختمان های موجود است. این اغلب شامل تغییرات گران قیمت است که می توانند از طریق تخریب و بازسازی گزینه ارزان تر یا سودآورتر برای صاحب / توسعه دهنده سازگاری داشته باشند.

اگرچه آمار کمی در مورد احتمال تخریب به عنوان تابعی از ویژگیهای ساختمانهای خاص وجود دارد ، دو مورد خاص مورد توجه است: ساختمانهای کوچک و ناچیز که یک روز ناپدید می شوند (حتی اگر ناپدید شدن تدریجی آنها فضاهای خالی ایجاد کند). و گروه های بزرگ با وضعیت برجسته نمونه ای از گروه های بزرگ می تواند تخریب لس هالس در پاریس (۱۹۷۱-۱۹۷۱) شرح داده شده توسط شوالیر (۱۹۷۷) ، یا تخریب املاک مسکونی بزرگ ساخته شده پس از جنگ جهانی دوم ، به عنوان مثال باشد.

Pruitt-Igoe در سنت لوئیس در میسوری ، ایالات متحده ، در سال ۱۹۵۵ به پایان رسید و در ۱۹۷۲-۱۹۷۶ تخریب شد (بریستول ، ۲۰۰۴). تخریب آن توسط مورخ معماری پست مدرن چارلز جنکس (۱۹۸۴ ، صفحه ۹) به عنوان “روزی که معماری مدرن درگذشت” توصیف شده است. نمونه مشابه آن تخریب بیگلمر ، یکی از معروف ترین املاک مسکونی بزرگ جهان در آمستردام ، هلند است. فرانک واسنبرگ در این شماره بر تقابل انتظارات بالا و نتیجه واقعی که به نظر می رسد یک شکست است ، می پردازد.

این شکست اذعان شده منجر به تخریب چاههای بیش از نیمی از ۱۳۰۰۰ مسکن شد. این تضاد بین انتظار معقول و عدم موفقیت کامل است ، که (پس از مداخله دیگر مداخلات اجتماعی ، جسمی و اقتصادی) به نظر نمی رسد راه حل دیگری به جز تخریب باقی بماند ، اگرچه کیفیت فیزیکی ساختمانها بدون شک خوب است. Bijlmermeer یک مورد منحصر به فرد نیست؛ تخریب های مشابه در فرانسه (گیلبرت ، ۲۰۰۹) و انگلیس (پاور ، ۲۰۱۰) رخ داده است و تا زمانی که از تخریب به عنوان ابزاری برای حل مشکلات اجتماعی استفاده شود ، در سایر شهرها نیز رخ خواهد داد.

مسلم نیست که مداخلات بعد از تخریب (توسعه شهری جدید) که بطور رسمی در جهت های مخالف پیش می روند (یک غرفه کم ارتفاع برای تعویض یک ارتفاعات و غیره) از فرایندهای آنالوگ کمبود اجتماعی و جسمی جلوگیری خواهد کرد. تحلیل عمیق این فرایندها کاملاً ضروری است. شواهد موجود هنوز هم تا حد زیادی توسط تحقیقات مورد استفاده قرار نگرفته است.

باید تمایز قائل شد تا پویایی ها و اثرات تخریب را در موقعیت های مختلف به حساب آورد. تخریب ساختمان های منفرد باید با پیچیده تر تخریب در مقیاس بزرگتر که عموماً در یک فرایند دگرگونی شهری بزرگتر واقع شده است ، در تضاد باشد. چندین موقعیت مشخصه وجود دارد: رشد سریع (به عنوان مثال شهر قدیمی پکن) ، تحول فشرده (به عنوان مثال تحول پاریس در هوسسمان) یا کوچک شدن به دنبال کاهش جمعیتی یا غیر صنعتی شدن (به عنوان مثال آلمان شرقی بعد از ۱۹۸۹). این پدیده ها هدف تحقیق بوده اند (دیلمان و همکاران ، ۲۰۰۹). پدیده های جدید ظاهر می شود که با کاهش و پراکندگی ترکیب می شوند ، تحت عنوان “گسترش کوچک شدن” (Synentop and Fina، ۲۰۱۰) مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

کتاب “تخریب و حفظ” در نابودی شهرهای صنعتی ایالات متحده (Alan Mallach) (در این شماره) تاریخ تخریب را به عنوان یک پاسخ سیاستی به مشکلات واقعی یا درک شده بررسی می کند. اگرچه تاکنون تخریب مورد توجه اندکی از محققان قرار گرفته است ، اما توجه این واقعیت را به خود جلب می کند که اهمیت کمی آن قابل توجه است. از ۴۶ میلیون مسکونی موجود در ایالات متحده در سال ۱۹۵۰ ، تنها ۲۶ میلیون تا سال ۲۰۰۶ زنده مانده بودند: ۴۴ درصد از بین رفته اند ، که اکثریت قریب به اتفاق با تخریب عمدی است. تمایز مفیدی بین تخریب محصول محور (سایت برای استفاده جایگزین پاک شده است) و تخریب مشکل محور (آرزوی حل مسئله با تخریب) ایجاد شده است.

در یک روش مشابه ، تامسن و وان در فلر (۲۰۰۹) بین انگیزه های تخریب سود و کیفیت متمایز می شوند. در مورد غیر صنعتی شدن شهرهای کوچک در ایالات متحده (و جاهای دیگر) ، تعادل بین تخریب و حفظ برای حفظ محلات زنده و احیای نشاط برای این شهرها بسیار حیاتی است. این تعادل می تواند چارچوبی برای حفظ جوامع پایدار و نه ساختمانهای منفرد باشد.

در حالی که مشارکتهای قبلی عمدتا توجه به تخریب ساختمان ها را در نظر می گیرند ، دبورا و رودریک والاس در این شماره به بررسی “پیامدهای تخریب گسترده گودبرداری و خاکبرداری در آتش نشانی شهر نیویورک” می پردازند. این یک مطالعه موردی فرضی از بیماری همه گیر آتش سوزی در دهه ۱۹۷۰ است. خدمات آتش نشانی شهر نیویورک با عواقب از بین رفتن مسکن ، جابجایی جمعیت و اختلال در شبکه های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی بسیار کاهش یافت.

هزینه های مالی ، اجتماعی و انسانی این عواقب بسیار زیاد است و تعدادی از فرض های غلط / ضعیف در مورد پس انداز هزینه و فایده برجسته می شود. استمرار ساختاری و عملکردی پس از ایجاد اختلال (انعطاف پذیری زیست محیطی) بستگی به بسیاری از روابط dis سست و غیر منعطف to برای انتشار این تأثیرات دارد. تخریب مسکن متمرکز ، انعطاف پذیری سالم و کنترل و پشتیبانی اجتماعی را از بین می برد. بطور غیرمستقیم با افزایش رفتارهای خطر ، میزان مرگ و میر را بالا می برد. نویسندگان نتیجه گرفتند:

در هر مرحله از زندگی خود ، یک ساختمان مظهر فرایندها و ساختارهای اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بسیاری از سطوح سازمانی از جامعه تا جهانی است. اگرچه مورخان و معماران هنر ، کتابخانه هایی را با تجزیه و تحلیل هایی در مورد چگونگی طراحی این فرآیندها و سازه ها بر روی طراحی ، نشستن و ساخت بناهای انفرادی و غرفه ساختمانها ، پر کرده اند ، اما نگهداری و تخریب ساختمان ها نیز نشانگر همان روندها و ساختارهای اجتماعی است.

پدیده ویژه ای که در این مقاله شرح داده شده ، نشان از رویکردی اراده دارانه (سیاسی و اقتصادی) برای تخریب تجمعی ساختمانها و اجتماعاتی که از آنها پشتیبانی می کنیم. تخریب (و خشونت ضمنی ناشی از آن) شاید گسترده تر از آنچه قبلاً تصدیق شده است باشد و می تواند اشکال ظریف و آشکار بسیاری در یک جامعه به وجود آورد. این تنها برنامه ریزان و توسعه دهندگان نیستند که ضررهای موجود در ساختمان را کنترل کنند ، برداشت خدمات و پشتیبانی بر ساختمانها ، محلات و شهرها تأثیر بسزایی دارد که می توانند یک نسل یا بیشتر برای بهبودی داشته باشند.

سؤالات مربوط به تخریب مستلزم اکتشاف بیشتر از طریق تهیه یک برنامه تحقیقاتی برای آگاهی از سیاست ، استراتژی ، آموزش و عمل است. ساختمان و تحقیقات ساختمان به بررسی این سؤالات ادامه خواهد داد و به دنبال گسترش و تعمیق این برنامه تحقیق با انتشار مقالات بعدی است. برخی از موضوعات تحقیقاتی آینده شامل موارد زیر است:

•طول زندگی جسمی و اقتصادی نظری و عملی زندگی (انواع مختلف) مسکن چیست؟

•آیا نرخ تخریب طبیعی (تعیین شده از نظر جسمی) وجود دارد؟

•متوسط ​​طول عمر و تخریب در کشورهای مشابه (اتحادیه اروپا ، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) و غیره) چقدر است و چه تفاوت هایی را توضیح می دهد؟

•انگیزه های اصلی تخریب صاحبان املاک مختلف و ذینفعان مرتبط (از جمله شهرداری ها) سهام های مختلف چیست؟ تا چه میزان می توان و باید اینها را تحت تأثیر قرار داد و به طور عمومی مشروعیت بخشید؟

•برای درک و ارزشگذاری تأثیرات اجتماعی و سایر آثار تخریب چه فرآیندهایی وجود دارد؟

•چه اشکال / نمونه هایی از حکومت (رژیم) باعث تسریع یا جلوگیری از تخریب می شود؟ پیامدهای گسترده تری برای جامعه ای که سرعت تخریب آهسته / زیاد داشته باشد چیست؟

•تأثیر طراحی بر چرخه زندگی فیزیکی و اقتصادی ساختمانها چیست؟ تا چه حد دانش طراحی (و قوانین) طراحی عمومی می تواند مانع از منسوخ شدن ساختمان و زباله های غیر ضروری برای تخریب شود؟

•در صورت تخریب چگونه می توان ارزش یک ساختمان را تعیین کرد؟ چه نقایصی در روشهای فعلی (اقتصادی) ارزیابی وجود دارد؟ چه گزاره های ارزشی (ارزیابی ساختمان / ارزیابی و عوامل املاک مانند چگالی برنامه ریزی) بر تصمیم گیری برای تخریب تأثیر می گذارد؟

•چگونه می توان مقادیر غیرمستقیم (نامشهود) (به عنوان مثال ساکنین را در هم قرار داد)…

•چگونه می توان ارزشهای غیرمادی (نامشهود) (به عنوان مثال علایق ، عواطف و احساسات و میراث ساکنان) را در بردارد؟

تخریب

برخی از تخریب ساختمان ها و مجموعه ها قصد فرهنگی روشنی دارند. برخی از ساختمانها با هدف پاک کردن حافظه (جمعی) یا هویت مربوط به این ساختمانها (یا آنچه در نظر دارند) از بین می روند:

ساختمانها مورد حمله قرار نمی گیرند زیرا آنها در مسیر یک هدف نظامی قرار دارند: به ناوشکن های آنها ، آنها هدف هستند.

تعداد زیادی از نمونه هایی از تخریب های معماری و آثار هنری با نمادهای نمادین زیاد می توان یافت.

نمونه های دیگر تخریب های در مقیاس بزرگ به دلایل فرهنگی فوراً تصور نمی شود که در این گروه خشونت قرار داشته باشند ، اما اغلب دارای محرک های مشابه هستند. مشارکت یوهانسون در این شماره نشان می دهد که توسعه مجدد پس از جنگ شهرهای داخلی سوئد مستلزم ایجاد یک برنامه تخریب و بازسازی اساسی برای تغییر شکل مراکز آن شهرها بود. مقیاس این برنامه ویرانی انبوه قابل توجه بود و منجر به از دست رفتن عمده سهام ساختمان شد.

مستندات و تجزیه و تحلیل از رانندگان پیچیده زیر مجموعه ای از علایق مختلف متفاوت را نشان می دهد. اینها شامل برنامه ریزی و نظریه های معماری ، بی اعتنایی به میراث ، فرقه مدرنیته ، گروه های فشار قوی شکل گرفته توسط تجارت بزرگ و دیگران بود. مورد خاص سوئد پس از جنگ نشان می دهد که تخریب عمده فروشی از نظر عملی غیر ضروری بود ، اما برای تحقق منافع و باورهای عقیدتی متعهد شده است.

خشونت چشمگیر جنگ و درگیری که برای از بین بردن ساختمانها به کار می رود برای همه آشکار است. این سؤالات اساسی راجع به حق اقدام به این روش مطرح می کند. حتی جنگ نیز قوانینی دارد که مجاز و مجاز نیست. اگر تخریب هویت فرهنگی و حافظه مجسم شده در ساختمانها یا بناهای خاص مجاز باشد ، چه چیزی این عمل را از اعمال خشونت و شکنجه بیشتر جدا می کند؟ آیا یک اقدام غیرمستقیم تخریب فرهنگی ، گروهی را مجاب می کند تا خشونت های خود را از راه های دیگر تشدید کنند؟ آیا این درست است که هویت فرهنگی را به عنوان یک عمل خشونت از بین ببریم؟

نتیجه گیری

تمایز بین ساختارشکنی ، تخریب و تخریب ، نخستین تلاش برای طبقه بندی و تصحیح دلایل ، اهداف ، شکل و زمینه تخریب ها است. زمینه گسترده ای از تحقیقات در حال گشودن است که ترکیبی از رویکردهای نظری از بالا به پایین (به عنوان مثال یک تئوری منسوخ شدن) ، مفاهیمی از تجزیه و تحلیل سیستم اجتماعی-زیست محیطی (سازگاری ، تاب آوری) ، رویکردهای علوم اجتماعی (مانند سرمایه اجتماعی ، خاطرات جمعی) و دیگران است.

هنوز باید بیان شود به موازات و برای تکمیل رویکرد از بالا به پایین ، مطالعات پایین به بالا در مورد روند تحول شهری ، به عنوان مثال ، در حال ظهور است. انقباض تحت اشکال مختلف ، تجزیه و تحلیل بقا از سهام خاص ساختمان ، رویکردهای بازیگر گرا. تخریب نمونه خوبی از ضرورت تحقیقات بین رشته ای است: هیچ رشته ای نمی تواند ادعا کند که تخریب به خودی خود است. مسئله تخریب آشکارا یک مسئله اجتماعی با جنبه های مختلف است. به همین ترتیب ، هیچ کس حرفه ای کنترل تخریب را ندارد. در صورت بروز تغییر سازنده ، هماهنگی و گفتگو بین و بین حرفه های مختلف ، سیاست گذاران عمومی و ذینفعان ضروری است.

منبع : www.tandfonline.com , تخریب ساختمان چیست

دانلود مقاله انگلیسی PDF